|
اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست ...
|+| نوشته شده توسط میثم در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 22:56
آواز خوش بهار ،باران عزيز
شوريده و بی قرار،باران عزيز براين دل خسته از تماشای کوير تا فصل دگر ببار، باران عزيز
. بازم باروون می باره . نم نم و با ناااز .. دارم خودمو می کشم توصیفش کنم . نمی شه ... حالشو ببرین! |+| نوشته شده توسط میثم در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت 17:1 |
|
